ببین خیلی از حلقه ها الکیه، برای این میپوشن که کسی مزاحمشون نشه. مخصوصا با سبک استایل و مشخصاتی که ازش گفتی و داخل این گروه از خانما این کار زیاد رایجه.این شوهر از کجا جور کرده بود ..
ولا حلقه تو دستش هم یه نقره خیلی ارزون بود..ببین خیلی از حلقه ها الکیه، برای این میپوشن که کسی مزاحمشون نشه. مخصوصا با سبک استایل و مشخصاتی که ازش گفتی و داخل این گروه از خانما این کار زیاد رایجه.
اینکه گفتی نگاه کردی و داشت نگات میکرد، حدس میزنم مجرد بوده. اگه شوهر داشت احتمالش کم بود با نگاه دنبالت کنه، چون میدونسته تعهد داره دیگه.
کاش وایساده بودی و ازش میپرسیدی
بعد راهکارن اینه بره مزاحمش شهبرای این میپوشن که کسی مزاحمشون نشه
اینکه بعد از رفتنش هم نگاش میکرده شرایطو عوض میکنه. اگه میرفت مزاحمت نبوده. یه سوال میکرده و تمامبعد راهکارن اینه بره مزاحمش شه
سکه شد ۲۰۰ تومن چیشی میگی برارهیچ انسانی..
هیچ بخشی از زندگیش , از خلاف طبیعتش زندگی کردن سعادتمند نشده..
برعکس , خلاف طبیعت و روال استاندارد زندگی کردن تاوان سنگینی داره.. مثل یه ابر سیاه دنبال آدم میاد..
اگر شرایطت طوریه که حق انتخاب داری و محکوم به مجردی نیستی , بنظرم امکان تحقق یه ازدواج معقول نسبت به مجردی ایده آل رو بررسی کن..
اگه منظورت مهریه ست :سکه شد ۲۰۰ تومن چیشی میگی برار
خوشم نمیاد با یکی تا اخر عمرم زیر سقف باشم.اگه منظورت مهریه ست :
شرط آدم عاقل مهریه یک شاخه گله..
درسته درصد کمی قبول میکننن..ولی این مال فاز دوم ماجراست..
فاز اول ، تصمیم درون خود آدم برای مجرد موندن یا متاهلیه..
گفتم خب احتمالا داره به تقدیر و این چیزا فکر میکنه دیگه..اینکه بعد از رفتنش هم نگاش میکرده شرایطو عوض میکنه. اگه میرفت مزاحمت نبوده. یه سوال میکرده و تمام
ای بابا...چندبار دیگه تو همون بازه زمانی تو روزهای دیگه هم برو نون بگیر، شاید دوباره دیدیش. احتمالا مال همون محله
یک دلیلی پشت اون حلقه است دیگهاینکه بعد از رفتنش هم نگاش میکرده شرایطو عوض میکنه. اگه میرفت مزاحمت نبوده. یه سوال میکرده و تمام
واسه بعدش هیچ پلنی نداشتی؟یه یک ساعتی میشه از نونوایی اومدم..
سر نوبتم داشتم نون ها رو جمع میکردم..
یهو یه دختر / خانم یی حین صحبت با موبایلش اومد.. حواسش به من نبود.. عادی صحبت میکرد و اطراف رو نگاه میکرد..(فاصله مون کمتر 80 سانت بود)
طرفای 26 سال...
با شخصیت..کلاسیک.. چهره کم آرایش و زیبا.. از اون آدمایی که دنبالشون بودم.. کلا دلم تکون خورد..
با دست چپش هم گوشیش رو گرفته بود..
منم طبق عادت دست چپش رو یه نگاه انداختم ببینم حلقه یی چیزی داره یا نه..
همزمان که من به دست چپش و حلقه ش نگاه کردم , اونم حین صحبت اتفاقی سرش رو چرخوند و منو دید که دارم دست چپ و حلقه ش نگاه میکنم..
اونم تو همون یه لحظه که چشمش به من افتاد , انگار به من حس مناسبی داشت.
غیر عادی شد و هیجانات عادیش رو متوقف کرد و جدی شد و کمی تو جلد خودش رفت..
منو دید که دارم به حلقه ش نگاه میکنم.. قشنگ متوجه شدم که اونم مثل من حس کرد ماجرای استارت نخورده بخاطر حلقه و تعهدات اخلاقی , باید همونجا توی همون لحظه در نطفه خفه شه..
همه اینا توی سه چهار ثانیه اتفاق افتاد..
ولی زمان کش اومده بود.. انگار یه 20 ثانیه یی طول کشید..
موقع جمع کردن نونها و رفتن سرش رو چرخونده بود اونور..
منم از عمد از پشت سرش رد شدم..
یه 50 متری که دور شدم.. به بهانه رد شدن از خیابون و نگاه کردن اینطور اونور..
سرمو یکم بیشتر چرخوندم و نگاه کردم سمت نونوایی رو ..دیدم داره نگام میکنه و رفتنمو دنبال میکنه....
این اتفاق چیزیه که هم در دوره مجردی و هم در دوره متاهلی برای خیلی هارخ میده..
کاریش هم نمیشه کرد..
@Amir
اونجا توی اون شرایط که برگردم هم نمیدونم بخاطر فضای روانی دو طرف باید چکار کرد..واسه بعدش هیچ پلنی نداشتی؟
منظورم اینه ممکنه باز هم این اتفاق بیفته آیا آماده اش هستی یا میدونی باید چیکار کنی؟
خواستم بگم تو خودت اولین بار منو تو نخ ازدواج با فارسی زبان غیر ایرانی بردی...میشه بگی کجاها این اشخاص رو دیدی؟
قشری که من میگم زیاد در تعامل با پسرا نیستن..
فقط در حد تعاملات همکاری سر کار و ..
سنتی نیستم ولی هنوز با توجه به فضا و پیش زمینه ها ، دخترای درست حسابی زیاد نمیان الکی با پسرا تعامل زیاد داشته باشن..
اونایی که میان هم اکثرا از روی روشنفکری و تاملات نمیان.. به چهارچوب های هرچند غلط و اشتباه پایبند نیستن..
قشری که ارتباطات بازش واقعا از فکر باز و روشنفکری باشه توی مذکر و مونث ایران خیلی کمه..
هنوز عرف جامعه از نظر اشخاص اصالت گرا (حتی غیر مذهبی و سنتی)، اونقدر ها باز نشه..