• سلب مسئولیت : هر مطلب صرفا بيانگر نظر و عقيده نويسنده آن است و بيانگر نظر و عقيده مسئولان و مدیران انجمن گیک کلاب و يا تفکر حاکم بر اين انجمن نيست. بديهی است مسئوليت تمامی مطالب و نوشته ها بر عهده شخص نويسنده آنهاست.

مشاوره و تبادل نظر منتورینگ شخصی (شکل دیگری از کوچینگ)

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع JohnRambo
  • تاریخ شروع تاریخ شروع

JohnRambo

کاربر عضو
عضویت
2026 , January 9
ارسال ها
367
لایک ها
548
امتیاز بازارچه 0 / 0 / 0
جدای از قضاوت شما و دوستمون..
به طور کلی.. کسی که جا پای سفت نداره و توی سیکل نیست, بنظر من سمت کوچینگ نباید بره..
باید تمام آیتم های بیسیک رو داشته باشه و براش فراهم باشه و توی سیکل کار باشه و بخواد الان بازدهیش رو بیشتر کنه..
کوچینگ در اصل مناسب کسیه که توی سیکل کار هست و میخواد بهتر و بهتر بشه.. تا جایی که من ازش شناخت دارم حالت روغن کاری و تقویت و افزایش بازده هست..
برای استارت چندان مناسب نیست..


برعکس..مِنتورینگ شاید بیشتر برای استارت بدرد بخوره..
همونطور که میدونید مِنتور بر خلاف کوچر پتانسیل اصلیش روی تجربیات شخصی هست و مسیر رو شخصا تجربه و لمس کرده.. (تا رهرو نباشی کی رهور شوی)
چیزی که شما دنبالش میگردی و نیازش داری , مِنتور هست ..
حالا اون منتور میتونه الان شخصا توی موقعیت کاری خوبی باشه یا نباشه.. چون خیلی ها الان به دلایلی توی موقعیت آنچنانی نیستن ولی تجربیاتشون برای مربی گری بسیار کارآمده..
ممنون بابت راهنمایی.
من ایده زیاد دارم متأسفانه سرمایه ندارم که یه حرکتی بزنم حداقل بشه یکم جلو رفت، به هر دری هم زدم ولی بن بست بوده...
تو این شرایط اگر یه شغلی باشه که بشه بدون سرمایه ورودی اولیه سود خوبی ازش کسب کرد خیلی خوب میشه و اینکه وابسته به فضای مجازی نباشه چون تو این شرایط اعتباری بهش نیست، معلوم نیست چیزی وصل بشه یا نه.
 
در اینجا از تجربیات همدیگر در مورد عبور از چالش های مختلف کاری و زندگی حرفه یی کمک میگیرم..
 
ممنون بابت راهنمایی.
من ایده زیاد دارم متأسفانه سرمایه ندارم که یه حرکتی بزنم حداقل بشه یکم جلو رفت، به هر دری هم زدم ولی بن بست بوده...
تو این شرایط اگر یه شغلی باشه که بشه بدون سرمایه ورودی اولیه سود خوبی ازش کسب کرد خیلی خوب میشه و اینکه وابسته به فضای مجازی نباشه چون تو این شرایط اعتباری بهش نیست، معلوم نیست چیزی وصل بشه یا نه.
خواهش میکنم..
اول از همه اشاره کنم که مساله ی ایده خوب برخلاف تصور رایج یک مساله جانبی هست و اصلا جز مسائل کلیدی و اولیه نیست..
یک فرد موفق کسی هست که یک طرح تکراری و معمولی رو به نتیجه معقول برسونه..
زیاد دیدیم کسایی که به عنوان چندمین نفر وبسایت دانلود فیلم یا مجله یی زدن یا کسب و کاری غیر دیجیتالی مصل کافه و فست فود زدن و بر خلاف نفرات قبلی
درآمد بیشتری کسب کردن.. با اینکه کار همون کار بود.. و تقریبا ایده و طرح متفاوتی توی ماجرا نبود..
پس یادمون باشه مساله ایده خوب یک مانع بزرگ برای شروع هست..

شما چه شغل های آزادی داشتی و چرا ولشون کردی؟
 
ممنون بابت راهنمایی.
من ایده زیاد دارم متأسفانه سرمایه ندارم که یه حرکتی بزنم حداقل بشه یکم جلو رفت، به هر دری هم زدم ولی بن بست بوده...
تو این شرایط اگر یه شغلی باشه که بشه بدون سرمایه ورودی اولیه سود خوبی ازش کسب کرد خیلی خوب میشه و اینکه وابسته به فضای مجازی نباشه چون تو این شرایط اعتباری بهش نیست، معلوم نیست چیزی وصل بشه یا نه.
همون دستفروشی و کارهای یدی و کارگری رانندگی اینا...
اداره دولتی و نیمه دولتی که دیگه نمیشه دلیلشم نمیگم میدونید
بخش خصوصیم گداخونه س حقوق کم و امنیت شغلی نداری...
بازارم بد نیس مثلا مغازه ای جایی شاگردی کنی
یا اینهمه داروخانه ریخته نسخه بپیچی...

برای اموزش پرورش رفتم معلمی طرف قبل مصاحبه سه ماه نماز جمعه رفته بود از خودش عکس گرفته بود و... اون یکی عکس ... سنجاق کرده بود سینه ش.
این کار قطعا مال من و تو نمیشه


کوچینگ و منتورینگ برای یه جاییه یک درصد نرمال باشه اقتصادش، شده بنگلادش و هند اینجا فایده نداره
 
خواهش میکنم..
اول از همه اشاره کنم که مساله ی ایده خوب برخلاف تصور رایج یک مساله جانبی هست و اصلا جز مسائل کلیدی و اولیه نیست..
یک فرد موفق کسی هست که یک طرح تکراری و معمولی رو به نتیجه معقول برسونه..
زیاد دیدیم کسایی که به عنوان چندمین نفر وبسایت دانلود فیلم یا مجله یی زدن یا کسب و کاری غیر دیجیتالی مصل کافه و فست فود زدن و بر خلاف نفرات قبلی
درآمد بیشتری کسب کردن.. با اینکه کار همون کار بود.. و تقریبا ایده و طرح متفاوتی توی ماجرا نبود..
پس یادمون باشه مساله ایده خوب یک مانع بزرگ برای شروع هست..

شما چه شغل های آزادی داشتی و چرا ولشون کردی؟
شبکه و زیرساخت، هم پیمانی کار کردم هم استخدامی، تو مغازه فروشندگی هم کردم تو شغل هایی که مرتبط رشته تحصیلیم نبوده، شغل زیاد عوض کردم اینطوری هم نبوده که اخراج بشم اکثر مواقع خودم اومدم بیرون دیدم شرایطش خوب نیست که ادامه بدم، الان خودم چند تا ایده دارم ولی خوب سرمایه اش نیست نمونه اش کافه سیاره، تحقیق هم کرده بودم یکی رو پیدا کردم که کانکس سیار روی موتور درست میکنه برای کافه کوچیک قشنگ با یه موتور ساده هم کار راه میوفته، محله ای که میخواستم برم رو تحقیق کرده بودم که اصلاً اینجا کسی میاد بساط کنه چیزی بفروشه یا نه، نهایتش اگر مأمور شهرداری گیر میداد باهاش راه میومدم ولی بحث پول اولیه است که ندارم.
شغل شبکه یه زمانی خیلی خوب بود الان پروژه ها رو به پیمان کار کوچیک نمیدن بیشتر شرکت ها از هم نیرو میگیرن و یک دهم مبلغی که به پیمانکار میخوان بدن رو میدن به کارشناس اون شرکت و میره براشون انجام میده، در واقع از رئیس شرکت بودجه میگیرن برای پیمانکار ولی فقط یک دهمش رو به اون بنده خدا میدن و باقیش رو میذاره جیبش.
تو این شرایط موندم چکار کنم، امیدی هم به باز شدن اینترنت نیست حتی نمیشه سرچ کرد از هوش مصنوعی چیزی تحقیق کرد انگار گرفتار برزخ شدم ...
 
همون دستفروشی و کارهای یدی و کارگری رانندگی اینا...
اداره دولتی و نیمه دولتی که دیگه نمیشه دلیلشم نمیگم میدونید
بخش خصوصیم گداخونه س حقوق کم و امنیت شغلی نداری...
بازارم بد نیس مثلا مغازه ای جایی شاگردی کنی
یا اینهمه داروخانه ریخته نسخه بپیچی...

برای اموزش پرورش رفتم معلمی طرف قبل مصاحبه سه ماه نماز جمعه رفته بود از خودش عکس گرفته بود و... اون یکی عکس ... سنجاق کرده بود سینه ش.
این کار قطعا مال من و تو نمیشه


کوچینگ و منتورینگ برای یه جاییه یک درصد نرمال باشه اقتصادش، شده بنگلادش و هند اینجا فایده نداره
بخش خصوصی اگر بتونی تو تخصص های خوب حرفی برای گفتن داشته باشی اتفاقاً درآمدش عالیه مثلا دیجی کالا یا علی بابا برنامه نویس های ارشدش بالای 200 تومن حقوقشون هست البته برنامه نویس در اون حد با چند تا شرکت کار میکنه و تقاضا براشون زیاده، این بحث رانت و پارتی بازی پدر کسب و کار رو درآورده اصلا نمیشه کاری کرد.
 
همون دستفروشی و کارهای یدی و کارگری رانندگی اینا...
اداره دولتی و نیمه دولتی که دیگه نمیشه دلیلشم نمیگم میدونید
بخش خصوصیم گداخونه س حقوق کم و امنیت شغلی نداری...
بازارم بد نیس مثلا مغازه ای جایی شاگردی کنی
یا اینهمه داروخانه ریخته نسخه بپیچی...

برای اموزش پرورش رفتم معلمی طرف قبل مصاحبه سه ماه نماز جمعه رفته بود از خودش عکس گرفته بود و... اون یکی عکس ... سنجاق کرده بود سینه ش.
این کار قطعا مال من و تو نمیشه


کوچینگ و منتورینگ برای یه جاییه یک درصد نرمال باشه اقتصادش، شده بنگلادش و هند اینجا فایده نداره
اینجا قراره در مورد چه باید کرد صحبت کنیم..
وگرنه کس از این وضعیت راضی نیست.. ولی یادمون نره دنیا هم نازمون رو نمیکشه..
 
اینجا قراره در مورد چه باید کرد صحبت کنیم..
وگرنه کس از این وضعیت راضی نیست.. ولی یادمون نره دنیا هم نازمون رو نمیکشه..
حقیقت تلخه...
این جامعه اقتصادش بیمار بوده، الان به احتضار افتاده. برای موجود رو به موت نمیشه کار زیادی انجام داد.
 
اینجا قراره در مورد چه باید کرد صحبت کنیم..
وگرنه کس از این وضعیت راضی نیست.. ولی یادمون نره دنیا هم نازمون رو نمیکشه..
چیزی که من دارم میبینم کسب و کارهای کوچیک خانوادگی و دوستان هنوز شانس دارن که درآمد خوبی کسب کنن، مثلا یه سری کارها هست خیلی ها خوششون نمیاد میگن کلاس نداره ولی واقعاً درآمد خوبی داره، فروش خیارشور، ترشی، سبزی سرخ کرده، قارچ و ... اینا رو ببری پخش کنی بین مغازه ها، ساندویچی ها و رستوران ها، تعدادشون هم زیاده اینجوری نیست که مشتری پیدا نکنی.
 
شبکه و زیرساخت، هم پیمانی کار کردم هم استخدامی، تو مغازه فروشندگی هم کردم تو شغل هایی که مرتبط رشته تحصیلیم نبوده، شغل زیاد عوض کردم اینطوری هم نبوده که اخراج بشم اکثر مواقع خودم اومدم بیرون دیدم شرایطش خوب نیست که ادامه بدم، الان خودم چند تا ایده دارم ولی خوب سرمایه اش نیست نمونه اش کافه سیاره، تحقیق هم کرده بودم یکی رو پیدا کردم که کانکس سیار روی موتور درست میکنه برای کافه کوچیک قشنگ با یه موتور ساده هم کار راه میوفته، محله ای که میخواستم برم رو تحقیق کرده بودم که اصلاً اینجا کسی میاد بساط کنه چیزی بفروشه یا نه، نهایتش اگر مأمور شهرداری گیر میداد باهاش راه میومدم ولی بحث پول اولیه است که ندارم.
شغل شبکه یه زمانی خیلی خوب بود الان پروژه ها رو به پیمان کار کوچیک نمیدن بیشتر شرکت ها از هم نیرو میگیرن و یک دهم مبلغی که به پیمانکار میخوان بدن رو میدن به کارشناس اون شرکت و میره براشون انجام میده، در واقع از رئیس شرکت بودجه میگیرن برای پیمانکار ولی فقط یک دهمش رو به اون بنده خدا میدن و باقیش رو میذاره جیبش.
تو این شرایط موندم چکار کنم، امیدی هم به باز شدن اینترنت نیست حتی نمیشه سرچ کرد از هوش مصنوعی چیزی تحقیق کرد انگار گرفتار برزخ شدم ...
خب شما الان مجموعه یی از چند تجربه دارید که کمک میکنه برخلاف خیلی گزینه های دیگه ,
بجای شروع کردن از نقطه ی صفر و بها دادن زمان و هزینه برای آشنایی اولیه با اون کار ,
با کمک تجربیات قبلی , یک شروع قوی داشته باشید و 50% از چالش های کار براتون حذف شده باشن..

من دو پیشنهاد دارم :

اولین پیشنهاد که برای اکثر از افراد مناسب ترین پیشنهاد هم هست , رفتن به یکی از شغل های قبلی و برطرف کردن نیمه خالی لیوان هست..
چون هر کاری جدای از سختی های خودش , چالش های خودش رو هم داره.. مساله حل نشده یا مهارت تقویت نشده یی که توی کار قبلی رها مونده ,
مثل یک ابر سیاه دنبال آدم میاد و توی شغل بعدی و بخش های دیگه زندگی هم حضور پیدا میکنه و سایه میندازه..
بعضا برای بعضی افراد همون ابر سیاه یک بارش تندی کرده که کل زندگی شخص رو سیل برده..




دومین پیشنهاد :
اگه به هر دلیلی غیر از چالش گریزی تمایل به انجام شغل های قلبی ندارید , همونطور که عقب تر گفتم شغلی رو انتخاب کنید که یا مرتبط با شغل های قبلی باشه
یا پیش زمینه های مشترک داشته باشه.. اینطوری یک شروع خیلی قوی دارید..
ولی یادتون نره هر شغلی بعد از هیجان اولیه ش جدای از سختی ها .چالش های خودشو هم داره..و باید ما بپذیریم که آغشومون برای حل چالش ها به صورت یک عادت همیشه باز باشه..


حالا انتخاب شغل دو حالت آزاد و استخدامی داره..

حالت آزاد :

حتما نیاز به آب باریکه ثابت و دائمی داری که هروقت کار به مشکل خورد یا به نتیجه دیر هنگام رسید امورات روزمره ت بگذره و استرس مخارج روزمره رو نداشته باشی..
وگرنه استرس نظم و تمرکزت رو نابود میکنه.. مادامی که زندگی عادیت وابسته به موفقیت کار آزادت باشه , آزادگی و تسلطتت رو روی کار ازبین میبره..
شخص باید یا آب باریکه داشته باشه یا اونقدری پس انداز داشته باشه که اگه کار دیر گرفت یا به مشکل برخورد بره برای خودش یکم قدم بزنه..هوا بخوره..
و راحت بگه به درک.. یکم به خودم و اعصابم برسم حالا بعدا کاریش میکنم..
که این حالت برایاکثر ماها قفل هست..
مگر اینکه مثل من دایره زندگیت رو به شدت کوچیک و تنگ بکنی و از خیلی چیزا بگذری تا هزینه های جانبیت به شدت کم بشه و با خیال راحت از پس انداز بخوری.. (که اونم باز یکم استرس خفیف توش هست)

اگر برات این حالت امکان پذیر هست خیلی خوبه..



حالت استخدامی :

به عنوان کسی که هر دو حالتش رو تجربه کرده میگم , شغل استخدامی اگر هدفمند و موقتی باشه خیلی مزایا نسبت به آزاد داره..
اول اینکه تمام استرس ها توی پاچه صاحب کسبه و شما فقط طبق ساعت میری کارت رو میکنی و پایان کار میای و باقی ساعات شخصی و زندگیت مال خودته و استرس و فشار کار باهات نیست ..که فلان مشتری چی میشه.. فلانی کی بدهیش رو میده.. فلان طلبکار رو چکارش کنم و ...

اما خب نباید دائمی باشه چون آدم اسیر میشه و پیشرفت نمیکنه..
کار استخدامی رو باید به عنوان یک عامل اولیه و مکمل استفاده کرد..
یکی از دوستان من توی انبار آرد کار میکرد.. جدای از کاری که میکرد از کار سردرآورد ..
هم هزینه های روزمره ش رو اون شغل تامین میکرد هم آمار همه چیز کار رو گرفت..
همزمان شروع کرد به مشتری شخصی برای خودش جمع کردن.. حالا اینکه چقدر از اون کار مشتری دزدید رو نمیدونم.. ولی به هر حال اخلاقیش رو هم میشه انجام داد..
بعد یه مدت اومد بیرون و دایره مشتری های خودشو تامین میکرد.. بعد یه انبار کوچیک زد تو روستا اگه اشتباه نکنم..

میخوام بگم الزاما قرار نیست یک حالته باشه اول یک کاری رو شاگردی کنی و بعد کار بلد بشی کسب خودتو راه بندازی..
ولی از حاشیه اون شغل حرکات شغل آزاد متنوع زیادی میتونی بزنی..
اشاره من بیشتر به لینک کردن چیزها به هم هست..

و چیزی که من متوجه شدم شما روی روابط و ایجاد کانال باید بیشتر تمرکز کنی..
این طلایی ترین قسمت پستم هست بنظرم..
چون توی اون ایده کافه سیار هم با شهرداری هم به این چالش میخوری.. حالا یا کارت گیر میشه.. یا کارت گیر نیست ولی اگه کانالی داشته باشی درآمدت خیلی بیشتر میشه..

نخوای روش کار کنی فقط شغل عوض میکنی توی اون حوزه جدید باز چوبشو میخوره..
ولی روش کار کنی شاید نیازی به چالش و دردسرهای شغل جدید نباشه..


خود من بزرگترین مشکلم روابط عمومی بود..
دیگه خسته شدم. کاملا سوییچ کردم روی رفع کردن این مساله..
چون همیشه به چشم میدیدم کسایی که هیچی از کار نمیدونم بخاطر روابط عمومی بهتر و ارتباطا قوی تر اجتماعی چه سفارش هایی گیرشون میاد..
الان که تا حدود زیادی برطرفش کردم حس میکنم دستم بازه که سراغ چه حرکت جدیدی برم..
حس پرنده یی رو دارم که واسه خودش پرواز میکنه و خودش تصمیم میگیره کجا بشینه..
 
خب شما الان مجموعه یی از چند تجربه دارید که کمک میکنه برخلاف خیلی گزینه های دیگه ,
بجای شروع کردن از نقطه ی صفر و بها دادن زمان و هزینه برای آشنایی اولیه با اون کار ,
با کمک تجربیات قبلی , یک شروع قوی داشته باشید و 50% از چالش های کار براتون حذف شده باشن..

من دو پیشنهاد دارم :

اولین پیشنهاد که برای اکثر از افراد مناسب ترین پیشنهاد هم هست , رفتن به یکی از شغل های قبلی و برطرف کردن نیمه خالی لیوان هست..
چون هر کاری جدای از سختی های خودش , چالش های خودش رو هم داره.. مساله حل نشده یا مهارت تقویت نشده یی که توی کار قبلی رها مونده ,
مثل یک ابر سیاه دنبال آدم میاد و توی شغل بعدی و بخش های دیگه زندگی هم حضور پیدا میکنه و سایه میندازه..
بعضا برای بعضی افراد همون ابر سیاه یک بارش تندی کرده که کل زندگی شخص رو سیل برده..




دومین پیشنهاد :
اگه به هر دلیلی غیر از چالش گریزی تمایل به انجام شغل های قلبی ندارید , همونطور که عقب تر گفتم شغلی رو انتخاب کنید که یا مرتبط با شغل های قبلی باشه
یا پیش زمینه های مشترک داشته باشه.. اینطوری یک شروع خیلی قوی دارید..
ولی یادتون نره هر شغلی بعد از هیجان اولیه ش جدای از سختی ها .چالش های خودشو هم داره..و باید ما بپذیریم که آغشومون برای حل چالش ها به صورت یک عادت همیشه باز باشه..


حالا انتخاب شغل دو حالت آزاد و استخدامی داره..

حالت آزاد :

حتما نیاز به آب باریکه ثابت و دائمی داری که هروقت کار به مشکل خورد یا به نتیجه دیر هنگام رسید امورات روزمره ت بگذره و استرس مخارج روزمره رو نداشته باشی..
وگرنه استرس نظم و تمرکزت رو نابود میکنه.. مادامی که زندگی عادیت وابسته به موفقیت کار آزادت باشه , آزادگی و تسلطتت رو روی کار ازبین میبره..
شخص باید یا آب باریکه داشته باشه یا اونقدری پس انداز داشته باشه که اگه کار دیر گرفت یا به مشکل برخورد بره برای خودش یکم قدم بزنه..هوا بخوره..
و راحت بگه به درک.. یکم به خودم و اعصابم برسم حالا بعدا کاریش میکنم..
که این حالت برایاکثر ماها قفل هست..
مگر اینکه مثل من دایره زندگیت رو به شدت کوچیک و تنگ بکنی و از خیلی چیزا بگذری تا هزینه های جانبیت به شدت کم بشه و با خیال راحت از پس انداز بخوری.. (که اونم باز یکم استرس خفیف توش هست)

اگر برات این حالت امکان پذیر هست خیلی خوبه..



حالت استخدامی :

به عنوان کسی که هر دو حالتش رو تجربه کرده میگم , شغل استخدامی اگر هدفمند و موقتی باشه خیلی مزایا نسبت به آزاد داره..
اول اینکه تمام استرس ها توی پاچه صاحب کسبه و شما فقط طبق ساعت میری کارت رو میکنی و پایان کار میای و باقی ساعات شخصی و زندگیت مال خودته و استرس و فشار کار باهات نیست ..که فلان مشتری چی میشه.. فلانی کی بدهیش رو میده.. فلان طلبکار رو چکارش کنم و ...

اما خب نباید دائمی باشه چون آدم اسیر میشه و پیشرفت نمیکنه..
کار استخدامی رو باید به عنوان یک عامل اولیه و مکمل استفاده کرد..
یکی از دوستان من توی انبار آرد کار میکرد.. جدای از کاری که میکرد از کار سردرآورد ..
هم هزینه های روزمره ش رو اون شغل تامین میکرد هم آمار همه چیز کار رو گرفت..
همزمان شروع کرد به مشتری شخصی برای خودش جمع کردن.. حالا اینکه چقدر از اون کار مشتری دزدید رو نمیدونم.. ولی به هر حال اخلاقیش رو هم میشه انجام داد..
بعد یه مدت اومد بیرون و دایره مشتری های خودشو تامین میکرد.. بعد یه انبار کوچیک زد تو روستا اگه اشتباه نکنم..

میخوام بگم الزاما قرار نیست یک حالته باشه اول یک کاری رو شاگردی کنی و بعد کار بلد بشی کسب خودتو راه بندازی..
ولی از حاشیه اون شغل حرکات شغل آزاد متنوع زیادی میتونی بزنی..
اشاره من بیشتر به لینک کردن چیزها به هم هست..

و چیزی که من متوجه شدم شما روی روابط و ایجاد کانال باید بیشتر تمرکز کنی..
این طلایی ترین قسمت پستم هست بنظرم..
چون توی اون ایده کافه سیار هم با شهرداری هم به این چالش میخوری.. حالا یا کارت گیر میشه.. یا کارت گیر نیست ولی اگه کانالی داشته باشی درآمدت خیلی بیشتر میشه..

نخوای روش کار کنی فقط شغل عوض میکنی توی اون حوزه جدید باز چوبشو میخوره..
ولی روش کار کنی شاید نیازی به چالش و دردسرهای شغل جدید نباشه..


خود من بزرگترین مشکلم روابط عمومی بود..
دیگه خسته شدم. کاملا سوییچ کردم روی رفع کردن این مساله..
چون همیشه به چشم میدیدم کسایی که هیچی از کار نمیدونم بخاطر روابط عمومی بهتر و ارتباطا قوی تر اجتماعی چه سفارش هایی گیرشون میاد..
الان که تا حدود زیادی برطرفش کردم حس میکنم دستم بازه که سراغ چه حرکت جدیدی برم..
حس پرنده یی رو دارم که واسه خودش پرواز میکنه و خودش تصمیم میگیره کجا بشینه..
ممنون از راهنمایی بسیار خوب شما، خیلی جامع و کامل توضیح دادید، سپاسگزارم.
 
جهت یادآوری دوستان..
اینجا بحث مشاوره شغلی نیست..
اینجا تاپیک منتورینگ در مورد توسعه فردی هست..
 
ممنون از راهنمایی بسیار خوب شما، خیلی جامع و کامل توضیح دادید، سپاسگزارم.
خواهش میکنم..
خوشحالم که مفید بود..
بنظرم یه فاز جدی کلا برید توی ارتباط گیری و روابط .. کلا یه زمین بازی دیگه ست.. سخت ترین گامش هم همون گام اوله..
بعدش , مشکلی که رفع شد و با مهارت جدید جایگزین شد , آدم رو تبدیل میکنه به اسب بالدار ...
شما اونو محوریت اصلیتون قرار بدید .. باقی ابعاد کار رو دیگه تجربه قبلی از گذشته دارید
 

عقب
بالا