• سلب مسئولیت : هر مطلب صرفا بيانگر نظر و عقيده نويسنده آن است و بيانگر نظر و عقيده مسئولان و مدیران انجمن گیک کلاب و يا تفکر حاکم بر اين انجمن نيست. بديهی است مسئوليت تمامی مطالب و نوشته ها بر عهده شخص نويسنده آنهاست.

تنهایی و ازدواج

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع nima
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • Featured
اگه فضای اموزشی داری میتونی کلاسای آموزشی بزاری. هوش مصنوعی و طراحی سایت و.‌‌..
هم پول درمیاری و هم دخترای زیادی میان و خیلی خوب آشنا میشی باهاشون.
مسأله قومیت و فیزیک بدن دستم رو توی فراوانی جامعه بسته..
همین یه عیب بزرگه.
براشون میشه عقده.
این گروه بعدا که با تو ازدواج کنن، انگار به ازادی میرسن. و میخوان کارهایی که تو دوران خودش نکردن رو انجام بدن. به خیانت هم شاید برسه
یه عده نتونستن..
یه عده نخواستن..
کسی که نخواسته ، بعدش هم پا رو‌اخلاقیاتش نمیگذاره
 
حرفای بیزی رو که میخونم میگم اینا رو باید کتاب نوشت راجب راه و رسم ازدواج و شناخت طرف مقابل
کاملا باهاش موافقم خیلی خوب شناخته
 
حرفای بیزی رو که میخونم میگم اینا رو باید کتاب نوشت راجب راه و رسم ازدواج و شناخت طرف مقابل
کاملا باهاش موافقم خیلی خوب شناخته
اصلا هم تمام تصویر نیست..
از بیزی اگر تونستی یه نگرش مثبت یا انگیزشی راجع به ازدواج..جنس مخالف و زندگی پیدا کن..
بالاخره هر چیزی یه حالت خوبی هم توش ممکنه وجود داشته باشه..
 
محض احتیاط: مهریه رو تا جایی که میتونید عندالستطاع (اگه اسپلشو درست نوشته باشم) موقع عقد بزنید.
زن های حرام زاده تمامی راه های دوز و کلک مهریه رو قبل ازدواج یاد گرفتن یا آشناهای تیبا سوار اطراف یادشون داده. عمرا قبول کنن.
عندالاستطاعه هم داشته باشی ازت میگیرن. نداشته باشی نمیتونن بگیرن ک خب کسی که چیزی نداره همون عندالمطالبه هم نمیتونن بگیرن
 
زن های حرام زاده تمامی راه های دوز و کلک مهریه رو قبل ازدواج یاد گرفتن یا آشناهای تیبا سوار اطراف یادشون داده. عمرا قبول کنن.
عندالاستطاعه هم داشته باشی ازت میگیرن. نداشته باشی نمیتونن بگیرن ک خب کسی که چیزی نداره همون عندالمطالبه هم نمیتونن بگیرن
احسنت
منم که همون اول راهشو گفتم گفتن تروله و سسشعر.
حقِّ درویشی بزن
منت جانان مکش
-سعدی
 
اصلا هم تمام تصویر نیست..
از بیزی اگر تونستی یه نگرش مثبت یا انگیزشی راجع به ازدواج..جنس مخالف و زندگی پیدا کن..
بالاخره هر چیزی یه حالت خوبی هم توش ممکنه وجود داشته باشه..
شاید ۹۰٪ جنس ایرانی همینی باشن که بیزی میگه و ۱۰٪ اوکی باشن که شانس ما چشممون به جمال اون ۱۰٪ نیوفتاده
وگرنه منم هرکی دیدم با توجیه پشتوانه/محکم کاری تو نخ تیغ زدن بوده واسه آینده اش
 
شاید ۹۰٪ جنس ایرانی همینی باشن که بیزی میگه و ۱۰٪ اوکی باشن که شانس ما چشممون به جمال اون ۱۰٪ نیوفتاده
وگرنه منم هرکی دیدم با توجیه پشتوانه/محکم کاری تو نخ تیغ زدن بوده واسه آینده اش
میشه بگی کجاها این اشخاص رو دیدی؟
قشری که من میگم زیاد در تعامل با پسرا نیستن..
فقط در حد تعاملات همکاری سر کار و ..
سنتی نیستم ولی هنوز با توجه به فضا و پیش زمینه ها ، دخترای درست حسابی زیاد نمیان الکی با پسرا تعامل زیاد داشته باشن..

اونایی که میان هم اکثرا از روی روشنفکری و تاملات نمیان.. به چهارچوب های هرچند غلط و اشتباه پایبند نیستن..

قشری که ارتباطات بازش واقعا از فکر باز و روشنفکری باشه توی مذکر و مونث ایران خیلی کمه..

هنوز عرف جامعه از نظر اشخاص اصالت گرا (حتی غیر مذهبی و سنتی)، اونقدر ها باز نشه..
 
از همون طرفای نوجوونی که من دیدم تا الان ،
یه قشر خاصی فقط سمت روابط میرن که بلانسبت اقلیتشون ، اکثرا آدمای با چفت و بسط محکمی نیستن..
بعد همونا شدن سمبل جوان ایرانی..
سمبل عشق و عاشقی ها و شکست های عشقی جوان ایرانی..
سمبل افریحات مختلط جوان ایرانی
و ..
توی این سالهای اخیر هم که یه قشر فرا سسشعر هم از دلشون اومده زده بیرون ، که شده پسرای سسشعر و دخترای سسشعر و همه چیز حول کافه و رستوران و ماشین مدل بالا و .. میچرخه..
 
اگه شرایط ایران طور دیگه یی بود.. و بازتر بود..
ملت دختر پسرای با روابط سبک امریکای دهه 90 میدیدن و تازه متوجه میشن اصلا آدم چیه..جوونی چیه و رابطه درست چیه..
 
میشه بگی کجاها این اشخاص رو دیدی؟
قشری که من میگم زیاد در تعامل با پسرا نیستن..
فقط در حد تعاملات همکاری سر کار و ..
سنتی نیستم ولی هنوز با توجه به فضا و پیش زمینه ها ، دخترای درست حسابی زیاد نمیان الکی با پسرا تعامل زیاد داشته باشن..

اونایی که میان هم اکثرا از روی روشنفکری و تاملات نمیان.. به چهارچوب های هرچند غلط و اشتباه پایبند نیستن..

قشری که ارتباطات بازش واقعا از فکر باز و روشنفکری باشه توی مذکر و مونث ایران خیلی کمه..

هنوز عرف جامعه از نظر اشخاص اصالت گرا (حتی غیر نذهبی و سنتی)، اونقدر ها باز نشه..
من به واسطه بازاری بودنم فکر نکنید وقت کافه رفتن و لاس زدن با بقیه رو دارم حتی برای یک بار هم هرگز تو محیط کارم با یه خانم گرم نگرفتم و حرفه‌ای برخورد کردم همیشه
و اما این اشخاص رو از کجا دیدم،فقط خیلی جدی هاش رو میگم که میتونست به ازدواج ختم بشه، یکیش که همون مریم مقدس با منقار بود تعریف کردم،یکی دیگه هم باز معرفی کرده بودن همه چی هم اوکی بود آخرش گفت راستشو بخوای من همیشه دلم میخواست با آدم قد بلند ازدواج کنم گفتم بسلامت حالا خودش قدش ۱۶۰ بود و منم ۱۷۶ ولی ایشون بالای ۱۹۰ میخواست!
یکی دیگه هم بود همه چی اوکی بود پسند هم شده بود ایشونم پسند کرده بودن ولی تو مرحله تحقیق رد شدم چون گفته بودن هم قماربازم و هم معتاد و خیابونی ام!تنها جرم من تو زندگیم این بوده لیوان یک بار مصرف رو دو بار استفاده کردم
بشدت ادایی
بشدت دنبال پول
بشدت پی تیغ زدن
اینا زن زندگی نیستن هیچکدوم
۹۰٪ همینن
خیلی شانس داشته باشی خدا برات بخواد و بری تو اون ۱۰٪
وگرنه من باج به کفتار جماعت هیچوقت ندادم و نمیدم ترجیح میدم دیه طرف رو بدم تا اینکه با پول من سوار کوییک بشه استوری بزنه زن مستقل و خودساخته
 
یکی از دلایلی که من دوست دختر خیلی کم داشتم..
خوشم نمیومد تو خیابون بیوفتم دنبال کسی..
ترجیحا کتاب خونه یی.. تالار تاتری .. فروشگاه زنجیره یی چیزی.. تازه اونم اتفاقی..

یا شارژ و هدیه میگرفتن میدادن..
یا میگفتن باید حداقل یه ماسین داشته باشی بری سمت دخترا که اوکی بدن..
همش باج دادن و چیپ بازی و ...
بعدش توی سالهای بالغ تر شدن حمایت مالی کردن و ..
آهنگ هایی هم که گوش میدادن هم که نگو..

باز عشق و عاشقی های زمان فیلم سام و نرگس بهتر بودن خدایی..
اونم البته مختص جامعه تهران با حافظه تاریخی فرهنگی به نسبت بهترش بود....
 
p15908_IMG_20260123_211232_214.jpg


بجای اینکه نق نق زن و بچه رو گوش بدم
زیر کرسی با نور چراغ گردسوز از آهنگی ک پخش میشه لذت میبرم
 
p15908_IMG_20260123_211232_214.jpg


بجای اینکه نق نق زن و بچه رو گوش بدم
زیر کرسی با نور چراغ گردسوز از آهنگی ک پخش میشه لذت میبرم
۵ سال دیگه زیر همین پست تگت میکنم
 
۵ سال دیگه زیر همین پست تگت میکنم
داداش من کلا حال نمیکنم زیر سقف با کسی زندگی کنم.
دوران جاهلیت با یکی سوییت اجاره ای میگرفتیم.
شب تا صبحش منو تو خونه نگه میداشت بهش میگفتم ولم کن میخوام برم خونمون:ROFLMAO:
 
داداش من کلا حال نمیکنم زیر سقف با کسی زندگی کنم.
دوران جاهلیت با یکی سوییت اجاره ای میگرفتیم.
شب تا صبحش منو تو خونه نگه میداشت بهش میگفتم ولم کن میخوام برم خونمون:ROFLMAO:
زیر اینم تگت میکنم
 
یه یک ساعتی میشه از نونوایی اومدم..
سر نوبتم داشتم نون ها رو جمع میکردم..
یهو یه دختر / خانم یی حین صحبت با موبایلش اومد.. حواسش به من نبود.. عادی صحبت میکرد و اطراف رو نگاه میکرد..(فاصله مون کمتر 80 سانت بود)
طرفای 26 سال...
با شخصیت..کلاسیک.. چهره کم آرایش و زیبا.. از اون آدمایی که دنبالشون بودم.. کلا دلم تکون خورد..
با دست چپش هم گوشیش رو گرفته بود..
منم طبق عادت دست چپش رو یه نگاه انداختم ببینم حلقه یی چیزی داره یا نه..
همزمان که من به دست چپش و حلقه ش نگاه کردم , اونم حین صحبت اتفاقی سرش رو چرخوند و منو دید که دارم دست چپ و حلقه ش نگاه میکنم..
اونم تو همون یه لحظه که چشمش به من افتاد , انگار به من حس مناسبی داشت.
غیر عادی شد و هیجانات عادیش رو متوقف کرد و جدی شد و کمی تو جلد خودش رفت..
منو دید که دارم به حلقه ش نگاه میکنم.. قشنگ متوجه شدم که اونم مثل من حس کرد ماجرای استارت نخورده بخاطر حلقه و تعهدات اخلاقی , باید همونجا توی همون لحظه در نطفه خفه شه..

همه اینا توی سه چهار ثانیه اتفاق افتاد..
ولی زمان کش اومده بود.. انگار یه 20 ثانیه یی طول کشید..
موقع جمع کردن نونها و رفتن سرش رو چرخونده بود اونور..
منم از عمد از پشت سرش رد شدم..
یه 50 متری که دور شدم.. به بهانه رد شدن از خیابون و نگاه کردن اینطور اونور..
سرمو یکم بیشتر چرخوندم و نگاه کردم سمت نونوایی رو ..دیدم داره نگام میکنه و رفتنمو دنبال میکنه....

این اتفاق چیزیه که هم در دوره مجردی و هم در دوره متاهلی برای خیلی هارخ میده..
کاریش هم نمیشه کرد..

@Amir
 
یه یک ساعتی میشه از نونوایی اومدم..
سر نوبتم داشتم نون ها رو جمع میکردم..
یهو یه دختر / خانم یی حین صحبت با موبایلش اومد.. حواسش به من نبود.. عادی صحبت میکرد و اطراف رو نگاه میکرد..(فاصله مون کمتر 80 سانت بود)
طرفای 26 سال...
با شخصیت..کلاسیک.. چهره کم آرایش و زیبا.. از اون آدمایی که دنبالشون بودم.. کلا دلم تکون خورد..
با دست چپش هم گوشیش رو گرفته بود..
منم طبق عادت دست چپش رو یه نگاه انداختم ببینم حلقه یی چیزی داره یا نه..
همزمان که من به دست چپش و حلقه ش نگاه کردم , اونم حین صحبت اتفاقی سرش رو چرخوند و منو دید که دارم دست چپ و حلقه ش نگاه میکنم..
اونم تو همون یه لحظه که چشمش به من افتاد , انگار به من حس مناسبی داشت.
غیر عادی شد و هیجانات عادیش رو متوقف کرد و جدی شد و کمی تو جلد خودش رفت..
منو دید که دارم به حلقه ش نگاه میکنم.. قشنگ متوجه شدم که اونم مثل من حس کرد ماجرای استارت نخورده بخاطر حلقه و تعهدات اخلاقی , باید همونجا توی همون لحظه در نطفه خفه شه..

همه اینا توی سه چهار ثانیه اتفاق افتاد..
ولی زمان کش اومده بود.. انگار یه 20 ثانیه یی طول کشید..
موقع جمع کردن نونها و رفتن سرش رو چرخونده بود اونور..
منم از عمد از پشت سرش رد شدم..
یه 50 متری که دور شدم.. به بهانه رد شدن از خیابون و نگاه کردن اینطور اونور..
سرمو یکم بیشتر چرخوندم و نگاه کردم سمت نونوایی رو ..دیدم داره نگام میکنه و رفتنمو دنبال میکنه....

این اتفاق چیزیه که هم در دوره مجردی و هم در دوره متاهلی برای خیلی هارخ میده..
کاریش هم نمیشه کرد..

@Amir
میترسم بنویسم سندرم دبوی
بیاد فحش کشم کنه :D :ROFLMAO:

پ.ن: بالاخره ایموجیا کامل لود شدن
 
حلقه داشت دیگه..
چکار میکردم؟!!
تجربیات قبلی دارم..نترس :)
 
p15908_IMG_20260123_211232_214.jpg


بجای اینکه نق نق زن و بچه رو گوش بدم
زیر کرسی با نور چراغ گردسوز از آهنگی ک پخش میشه لذت میبرم
هیچ انسانی..
هیچ بخشی از زندگیش , از خلاف طبیعتش زندگی کردن سعادتمند نشده..
برعکس , خلاف طبیعت و روال استاندارد زندگی کردن تاوان سنگینی داره.. مثل یه ابر سیاه دنبال آدم میاد..
اگر شرایطت طوریه که حق انتخاب داری و محکوم به مجردی نیستی , بنظرم امکان تحقق یه ازدواج معقول نسبت به مجردی ایده آل رو بررسی کن..
 

عقب
بالا